صفحــات وبــلاگ::
ابتدا
2
3
4
5
6
4
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
...
خوب خوبم..ساعت ١١ دفاعیه داشتم
..حسابیم حرفیدما..خودمونیما ولی مدیر گروه چقدر بیسواد بودا..هیس...بفرما شکلات آلموند کریم!!=جوش.......ها؟ دارم چرت و پرت میگم؟ آره دیگه..از خوشحالیه شاید...از دست دانشگاه و سلفشو مدیر و معاون آموزش و حراستو دخترو پسرای سانتی مانتالو فشنش و همه و همه راحت شدما....آخی..
خوب هوا خوبه؟خودت خوبی؟
استاد پررو میگفت ماکتو بدم بهش..ماکت ١٠۶ تومنی پسر.(از نقره ساخته بودما!)..بقول یکی خیلی پرروییییییی...
بازم امروز مقدمه موفقیتام بود..یه شروع واسه پایه ی زندگی انگاری..................بله دیگه..

اغلب مردم ایران، همدان را با نام هایی همچون ابن سینا، باباطاهر، عین القضات و سیدجمال الدین اسدآبادی می شناسند یا با شنیدن نام همدان به یاد آثار باستانی و تمدن 3100 ساله آن می افتند اما این کهن دیار و پایتخت تاریخ و تمدن ایران زمین به شهر اطلسی ها نیز شهرت دارد.
هر بازدیدکننده و گردشگر داخلی و خارجی که برای تماشای تمدن دیرینه ایران زمین پا به هگمتانه می گذارد با گل های اطلسی بی شماری که در جای جای شهر خودنمایی می کند روبه رو می شود که زیبایی فضای سر سبز و طبیعی همدان را دو چندان کرده است.
هر سال و با آغاز فصل بهار و زمان حضور گردشگران، شهرداری همدان با کاشت بیش از 300 هزار شاخه گل اطلسی در چهارباغ ها، معابر و بلوارها فضای شهر را دگرگون می کند.
ادامه مطلب

گل واژه های عشق
در دامن اطلسی ها می شکفند
آن سان که تو
درآسمان آینه دل
متولد می شوی
من
عاشقانه
درد عشق را می بویم
بی آن که تو را
شنیده باشم
یا با تو
بارانی
نوشیده باشم
ویا
قبایی از خاک
پوشیده باشم
من
راز اطلسی ها را می دانم
گل واژه های عشق
در دامن اطلسی ها می شکفند
ادامه مطلب
روز تولدت شد و نیستم اما کنار تو
کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو
درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم
بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم
ادامه مطلب
از تو گذشتم ، تا به عشق برسم !
از عشق نگذشتم ، تا به قلبت برسم!
تو را در میان آغوش خویش فشردم تا به احساسم برسم!
از احساس خود گذشتم ، تا احساس تو را حس کنم!
از دل شکسته ام گذشتم و باز در حسرت باور تو نشستم!
و اینبار از خودم گذشتم تا به تو برسم !

ادامه مطلب
گناه اول: غرور
گناه دوم: آز
گناه سوم: شهوت
گناه چهارم: خشم
گناه پنجم: شکم پرستی
گناه ششم: حسد
گناه هفتم: تنبلی
ادامه مطلب
به گناهی که نکردم
رفتم . .
تا دار مجازات . .
هرچه قضاوت ِ دیگران درباره ی من سخت بوده باشد ، نمی دانند که من پیشتر خودم را سخت تر قضاوت کرده ام ( صادق هدایت )
ادامه مطلب
من تو را باز کجا خواهم یافت . .
جز در اندیشه ی خویش . .
و بجز صبر و شکیب . .
چیست افسانه ی عمر . . ؟
ادامه مطلب
ترجیح می دهم در خیابان با کفش هایم راه بروم و به خدا فکر کنم نه اینکه در مسجد بنشینم و به کفش هایم فکر کنم! (دکتر علی شریعتی)
ادامه مطلب
دیگه عادت کردیم به شب بیداری ها و چشمای خمار!
عادت کردیم که همه برن بخوابن(مخصوصا اگه تو خوابگاه باشی)و بهت شب بخیر بگنو تو رو بذارن با تمام یونولیتا و ورقا و اشغال پاشغالات!!!
به این که باز اخر ترم همه برن خونه هاشونو تو بمونی تو خوابگاه و تا ١٠ روز توی تنهایی کار کنیو خوشحال باشی که رشته ت معماریه . . .
ادامه مطلب
از مرز خوابم میگذشتم.
سایه ی تاریک یک نیلوفر
روی همه ی این ویرانه فرو افتاده بود .
کدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد ؟

در پس درهای شیشهای رؤیاها،
در مرداب بی ته
آیینهها ، هر جا که من گوشهای از خودم را مرده بودم
یک نیلوفر روییده بود .
گویی او لحظه لحظه در تهی من میریخت
و من در صدای شکفتن او
لحظه لحظه خودم را میمردم .
بام ایوان فرو میریزد
و ساقه نیلوفر بر گرد همه ستونها میپیچد .
کدامین باد بی پروا
دانه ی این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد ؟
ادامه مطلب
زیباترین و اَسمانی ترین سلام ها تقدیم به همه ی معماریا!!!
یه شعر قشنگ الان یادم اومد که میخوام بنویسمش: یه شروع شاعرانه . . .
از گل وا شده در دورترین بوته ی خاک
به تو ای دوست سلام
حالت اَیا خوب است؟
روزگارت اَبی است؟
همه اینجا خوبند
نی لبک میخواند
قاصدک میرقصد
باد عاشق شده است!
فکر من باش که من فکر توام . . .
ادامه مطلب
صفحــات وبــلاگ::
ابتدا
2
3
4
5
6
4
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
...



